*Evergreen*

*Evergreen377*

 
ترس
نویسنده : ٍسیاوش - ساعت ٧:٥۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/٧
 

ترس ، ترسم از دست تو بوده
برای خواستن عشقم ، نیاد اون...
نیاد اون روزی که دیره
واسه ی داشتن عشقم ، نیاد...

ترس ، ترسم از اینه که روزی
من به یاد تو نباشم ، دیگه دل...
دیگه دل سرد بشم از تو
برم و با تو نباشم ، برم و با تو نباشم

ترس من اینه که روزی روی قولم پا بذارم
واسه بدبینی و حرفات ، تو رو تنها بذارم
ترس من از خنده ‌های تلخ و بی روح لب توست
کاش بدونی دل تنهام ، گم شده تو این شب تار

ترس ، ترسم اینه دیر بفهمی
عشق پاک رو تو نگاهم ، دیگه آ...
دیگه آرزوم نباشه بمونیم همیشه با هم ، هم...

ترس ، ترسم از اینه که روزی
من به یاد تو نباشم ، دیگه دل...
دیگه دل سرد بشم از تو
برم و با تو نباشم ، برم و با تو نباشم

ترس من اینه که روزی روی قولم پا بذارم
واسه بدبینی و حرفات ، تو رو تنها بذارم
ترس من از خنده ‌های تلخ و بی روح لب توست
کاش بدونی دل تنهام ، گم شده تو این شب تار

 

 

دو جاده جنگلی از هم جدا می شدند .
و متاسفانه گذر ازهر دو ممکن بود.
در مقام رهگذر مدتها ایستادم.
تا در حد ممکن ببینم این دو در کجا منشعب می شوند.
آنگاه به راهی دیگر به همان زیبایی نگاه کردم.
و شاید بتوان گفت که این راه بهتر بود.
زیرا علف با پوشش سبزش منظره ی دلنشینی را بوجود آورده بود.
در آن صبح_برگها به طور یکنواخت بر روی هر دو مسیر آرام گرفته بود که نشان می داد هنوز کسی بر روی آن ها قدم نگذاشته است.
اوه.من اولی را برای روز دیگر نگه داشتم.
گر چه می دانستم که چگونه یک راه به راهی دیگر منتهی می شود و تردید داشتم که می توانم از آن باز گردم.
من با آه و حسرت از این مطلب یاد خواهم کرد.
در جایی که قرن ها و فرسنگها با اینجا فاصله دارد:
دو جاده جنگلی از هم جدا می شدند.و من...
من جاده ای را که کم گذر بود برگزیدم.
و تمام تفاوتها ناشی از این انتخاب بود


 
comment نظرات ()
 
 
یک حس
نویسنده : ٍسیاوش - ساعت ۱:٠٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/٥
 

 

امشب از آسمان دیده ی تو
روی شعرم ستاره می بارد
در زمستان دشت کاغذها
پنجه هایم جرقه می کارد

شعر دیوانه ی تب آلودم
شرمگین از شیار خواهش ها
پیکرش را دو باره می سوزد
عطش جاودان آتش ها

آری آغاز دوست داشتن است
گرچه پایان راه ناپیداست
من به پایان دگر نیندیشم
که همین دوست داشتن زیباست

از سیاهی چرا هراسیدن
شب پر از قطره های الماس است
آنچه از شب به جای می ماند
عطر سکر آور گل یاس است

آه بگذار گم شوم در تو
کس نیابد دگر نشانه ی من
روح سوزان و آه مرطوبت
بوزد بر تن ترانه من

آه بگذار زین دریچه باز
خفته بر بال گرم رویاها
همره روزها سفر گیرم
بگریزم ز مرز دنیاها

دانی از زندگی چه می خواهم
من تو باشم … تو … پای تا سر تو
زندگی گر هزار باره بود
بار دیگر تو … بار دیگر تو

آنچه در من نهفته دریایی است
کی توان نهفتنم باشد
با تو زین سهمگین توفان
کاش یارای گفتنم باشد

بس که لبریزم از تو می خواهم
بروم در میان صحراها
سر بسایم به سنگ کوهستان
تن بکو بم به موج دریاها

آری آغاز دوست داشتن است
گرچه پایان راه نا پیداست
من به پایان دگر نیندیشم
که همین دوست

داشتن زیباست

 

*****

تو رو دوست دارم زیاد

نگو پس دلت میاد

منو تنها بذاری

توی اخرین وداع

وقتی دورم از همه

چه صبورم ای خدا

دیگه وقت رفتنه

تورو میسپارم به خاک

تورو میسپارم به عشق

برو با ستاره ها

تورو دوست دارم

مثل حس دوباره تولدت

تورو دوست دارم

وفتی میگذری همیشه از خودت

تورو دوست دارم مثه

خواب خوب بچگی

بغلت میگیرم و

میمیرم به سادگی

تورو دوست دارم

مثل دلتنگیای وقت سفر

تورو دوست دارم

مثل حس لطیف وقت سحر

مثه کودکی تورو

 بغلت میگیرم و

این دل غریبمو

با تو میسپارم به خاک

توی اخرین وداع

وقتی دورم از همه

چه صبورم ای خدا

دیگه وقت رفتنه

تورو میسپارم به خاک

تورو میسپارم به عشق

برو با ستاره ها

 


 
comment نظرات ()
 
 
بریتنی و اوتلندیش
نویسنده : ٍسیاوش - ساعت ۳:٠٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۸/٢٩
 


"From The Bottom Of My Broken Heart"

"Never look back," we said
How was I to know I'd miss you so?
Loneliness up ahead, emptiness behind
Where do I go?

And you didn't hear
All my joy through my tears
All my hopes through my fears
Did you know, still I miss you somehow


From the bottom of my broken heart
There's just a thing or two I'd like you to know
You were my first love, you were my true love
From the first kisses to the very last rose
From the bottom of my broken heart
Even though time may find me somebody new
You were my real love, I never knew love
'Til there was you
From the bottom of my broken heart

"Baby," I said, "please stay.
Give our love a chance for one more day"
We could have worked things out
Taking time is what love's all about

But you put a dart
Through my dreams through my heart
And I'm back where I started again
Never thought it would end

From the bottom of my broken heart
There's just a thing or two I'd like you to know
You were my first love, you were my true love
From the first kisses to the very last rose
From the bottom of my broken heart
Even though time may find me somebody new
You were my real love, I never knew love
'Til there was you
From the bottom of my broken heart


You promised yourself
But to somebody else
And you made it so perfectly clear
Still I wish you were here

From the bottom of my broken heart
There's just a thing or two I'd like you to know
You were my first love, you were my true love
From the first kisses to the very last rose
From the bottom of my broken heart
Even though time may find me somebody new
You were my real love, I never knew love
'Til there was you
From the bottom of my broken heart


"Never look back," we said
How was I to know I'd miss you so?
.
.
.
.
Evergreen377

 

I'm calling' you


I'm calling' you
When all my goals, my very soul
Ain't fallin' through
I'm in need of U
The trust in my faith
My tears and my ways is drowning so
I cannot always show it
But don?t doubt my love
I'm callin' U
With all my time and all my fights
In search for the truth
Tryin' to reach U
See the worth of my sweat
My house and my bed
Am lost in sleep
I will not be false in who I am
As long as I breathe
Oh, no, no
I don't need nobody
& I don't fear nobody
I don't call nobody but U
My One & Only
I don't need nobody
& I don't fear nobody
I don't call nobody but U
U all I need in my life
I'm callin' U
When all my joy
And all my love is feelin' good
Cuz it's due to U
See the time of my life
My days and my nights
Oh, it's alright
Cuz at the end of the day
I still got enough for me and my
I'm callin' U
When all my keys
And all my bizz
Runs all so smooth
I'm thankin' U
See the halves in my life
My patience, my wife
With all that I know
Oh, take no more than I deserve
Still need to learn more
Oh, no, no
I don't need nobody
& I don't fear nobody
I don't call nobody but U
My One & Only
I don't need nobody
& I don't fear nobody
I don't call nobody but U
U all I need in my life
Our relationship, so complex
Found U while I was headed straight for hell in quest
You have no one to compare to
‘Cause when I lie to myself nothings hidden from U
I guess I'm thankful
Word on the street is U changed me
It shows in my behaviour
Past present future
Lay it all out
Found my call in your house
And let the whole world know what this love is about
Yo te quiero, te extrano, te olvido
Aunque nunca me has faltado, siempre estas conmigo
Por las veces que he fallado y las heridas tan profundas
Mejor tarde que nunca para pedirte mil disculpas
Estoy gritando callado yo te llamo, te escucho, lo intento
De ti yo me alimento
Cuando el aire que respiro es violento y turbulento
Yo te olvido, te llamo, te siento
Translation:
[I love you, I miss you, I forget you
Even though you never let me down and always are by my side
For all the times I've failed and hurt you deeply
Better later than never to give you a 1000 apologies
I'm shouting silently, callin' you, I'm listening to you, I'm tryin'
You nourish me
When the air that I breathe is violent and turbulent
I'm forgettin' you, I'm callin' you, I'm feelin' you]
Oh, no, no
I don't need nobody
& I don't fear nobody
I don't call nobody but U
My One & Only
I don't need nobody
& I don't fear nobody
I don't call nobody but U…

.
.
.
Evergreen377


 
comment نظرات ()
 
 
November, 3rd
نویسنده : ٍسیاوش - ساعت ٢:٥٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۸/۱٠
 

شاید واسه شما هم مثل من جالب باشه بدونید که

سوم نوامبر در تاریخ شامل چه اتفاقات مهمی بوده !

شاید ندونید که رابرت مایلز موسیقیدان معروف سوییسی صاحب آثاری چون سیب وحشی،‌ آسمان آبی و توت فرنگی وحشی متولد همین روزه

این روز همچنین روز مرگ کنستانتین دوم فرمانروای روم  بود

یا در همین روز بود که عمربن خطاب توسط یک ایرانی کشته شد

 

واسه مشاهده سایر اتفاقات مهم این روز فایل ورد زیر رو دانلود کنید که فوق العاده چجم کمی هم داره (دانلود حدود ١٠ ثانیه)

روزشمار سوم نوامبر

 


 
comment نظرات ()
 
 
آیینه شکسته *** صادق هدایت
نویسنده : ٍسیاوش - ساعت ۱:٥۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٧/٢٩
 

به م . مینوی

 

 

اودت مثل گلهای اول بهار تر و تازه بود ، با یک جفت چشم خمار برنگ آسمان و زلفهای بوری که همیشه

یکدسته از آن روی گونه اش آویزان بود . ساعتهای دراز با نیم رخ ظریف رنگ پریده جلو پنجرة اطاقش می

نشست . پاروی پایش می انداخت، رمان میخواند جورابش را وصله میزد و یا خامه دوزی میکرد ، مخصوصا وقتیکه والس گریزری را در ویلن میزد، قلب من از جا کنده میشد.


 
ادامه مطلب...
comment نظرات ()
 
 
سفر بخیر...
نویسنده : ٍسیاوش - ساعت ۱:٤٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٦/٢۳
 

-به کجا چنین شتابان؟

گون از نسیم پرسید!

-دل من گرفته زینجا...هوس سفر نداری؟

...ز غبار این بیابان!

-همه آرزویم... اما!...چه کنم که بسته پایم

به کجا چنین شتابان؟!

-به هر آن کجا که باشد، بجز این سرا سرایم !

-سفرت به خیر اما...تو و دوستی خدا را !

چو از این کویر وحشت، به سلامتی گذشتی!

به شکوفه ها به باران

برسان سلام ما را...

***  ***  ***

دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی

سفرت بخیر دکتر برسان سلام مارا

****   ****   ****

.

.

.

.

همیشه سبز 377


 
comment نظرات ()
 
 
Goodbye ***** Lionel Richie
نویسنده : ٍسیاوش - ساعت ۱:۳٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٦/٧
 

I wanted you for life
you and me
in the wind
I never thought there come a time
that our story would end
its hard to understand
but I guess i'll have to try
its not easy
to say goodbye .....

For all the joy we shared
all that time we had to spend
now if I had one wish
I'd want forever back again
to look into your eyes
and hold you when you cry
its not easy
to say goodbye......


I can remember all those great times we had
There were so many memories, some good some bad
yes and through it all
those memories will last
forever .....


Theres peace in where you are
may be all I need to know
and if I listen to my heart
i'll hear your laughter once more
and so I got to say
i'm just glad you came my way
its not easy to say
goodbye.....
.
.
.
Evergreen377

١٠/۶

واسه زندگی میخواستمت
تو و من
در باد
هرگز فکر نمیکردم زمانی بیاد
که داستان ما تموم بشه
این باورش سخته
اما فکر میکنم بیشتر باید تلاش کنم
 راحت نیست
که بگی .... خداحافظ


برای تمام لذت هایی که باهم داشتیم
در تمام لحظات همدیگر را در آغوش داشتیم
حالا اگه اگه فقط یک آرزو داشته باشم
دوست دارم برای همیشه دوباره برگردند
که دوباره داخل چشمات نگاه کنم
و درآغوش بگیرمت وقتی گریه میکنی
 راحت نیست
که بگی .... خداحافظ


میتونم بخاطر بیارم تمام اون لحظات بزرگی رو که داشتیم
کلی خاطره اینجاست
بعضی خوب بعضی بد
آره , و در میون اون خاطران ما تا ابد میمونیم !(بخاطراون خاطرات ما تا ابد میمونیم)

آرامش اونجاییه که تو هستی
ممکنه تمام اون چیزی باشه که من نیاز داشته باشم که بدونم
و اگه به صدای قلبم گوش کنم
من بار دیگه صدای خنده هات رو میشنوم
و پس باید بگم
من تنها از این خوشحالم که تو به راه من اومدی
راحت نیست
که بگی .... خداحافظ
.
.
.
.
.
همیشه سبز 377

 


 
comment نظرات ()